|
هر لحظه افکاری به ذهن بیمارم هجوم می آورندو من آشفته فریاد می کشم بیرووووون!
|
تن ...
ای تن پوسیده ...
در این روزهای صامت و هرز بشکن ...
بشکن از درد ...
از مرثیه ی درد این روح آشفته و در هم ...
تن...
ای تن پوسیده ی ترک خورده ...
بشکن از مشت خیانت ...
خیانت ثانیه های فراری...
ثانیه های دروغ گو ی توخالی ...
بشکن...
صدایت را نمی شنود کسی ...