|
هر لحظه افکاری به ذهن بیمارم هجوم می آورندو من آشفته فریاد می کشم بیرووووون!
|
بس که غم کشید و چروک خورد
چشمانش دیگر نمی بیند...
- - - - - - - - - - - - - - - -
در ژرف ترین نقطه ی مرداب نیستی ، نفس نفس می زنم
این مرداب چقدر حریص است ...
افکارم را می خواهد ، چه کنم ؟!!!
*این روزا بی حوصله ام سخت نگیرید ...