|
هر لحظه افکاری به ذهن بیمارم هجوم می آورندو من آشفته فریاد می کشم بیرووووون!
|
نمی دونم این روزا چرا دوست دارم تند تند اپ کنم ؟!!!!!
تو یک کرم شبتابی
از دور نوری حیرت اور
و از نزدیک تنها یک کرم کوچک
------------------
سنگسار وجدان کردم ضجه می زند و می گفت عفو کن من بی گناهم و من نبخشیدم .... وای بر من باز هم بی گناه بود ...
------------------
بر تیزه های کوه
با پیکرش فرو شده در خون
افسرده است باد ...
مرده است باد
زخمی عظیم و مهلک
از کوه خورده است
(( احمد شاملو ))
------------------
در بی راهه های خیال
پرسه می زنم
بسان مترسکی
که هراسان و آشفته
به دنبال قلب پوشالیش می گردد...
------------------
اگه اشتباه نکنم ارامش می خواد پیشم بمونه ...